امشب...
امشب...
حالم بدتر از آنست که از تو سخن بگویم...
رویاهایت امشب مرا به مرض جنون کشیده است...
تو دردآور ترین رویای من هستی...
{دست نوشته های خودم4}
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 18:55 توسط angel
|
امروز هم پستچی پیر محله مان نیامد...